سفرنامه سرخ - در راه 2
تو گوئی دیگر گوش سرم را بسته اند
اما در عوض، گوش دلم می شنود و چه خوب می شنود:
صدای شیهه اسبهای نا آرام...
درای کاروانی در راه...
گاهی صدای کودکی گریان...
گاهی نوای مادری محزون...
«علی»
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 1:36 توسط علی
|