جای خالی
جای قدومت خالی است روی دیدگانم
و جای دخترکی خالی است در بزم فردای کربلایت
و از همه خالی تر جای توست در آغوش زینب...
«علی»
جای قدومت خالی است روی دیدگانم
و جای دخترکی خالی است در بزم فردای کربلایت
و از همه خالی تر جای توست در آغوش زینب...
«علی»
در همین نزدیکیها مسلمانی مظلوم چه محزون گرم نوای غربت خویش است..
و ما تاب نخواهیم آورد..
«علی»
----------------------
پ.ن: در رثای این روزهای سوریه...
آه، ولی تو بالاتر از آنی که در ابیات من بگنجی
پس اندکی بر شعر من بتاب
بگذار کلماتم از تابش تو کمی زرین بنمایند:
تو آسمانی برای هزار ستاره نهضت
تو رودی برای جاری پیام قیام
تو دریایی برای گوهر صبر تاریخ
تو کوهی در برابر هزار باد مخالف
و تو عشقی برای خالق عشق
و من هم عاشق اینکه روزی عاشقت باشم
تو کیستی که چنین بالایی
و من کیستم که چنین ناچیزم
مرا از کنار هم چیدن تو و من هزار بار ببخش
و فقط بگذار که دلخوش باشم از
غرور انتساب جانم به ذره ای از غبار قدومت
آنگاه که در بلندای هجران و غم
شاهد عروج حضرت عشق بودی
در دل آن گودال...
«علی»
پ.ن: رحلت بانوی آسمانی دمشق، خواهر خورشید، حضرت زینب(علیهاالسلام) تسلیت باد.