دست به دامن واژه ها

ای واژه ها!

امشب دست به دامنتان می شوم ، به خاطر دلم...

ای عشق ای وصل و ای هجران!

در میهمانی واژه هایم دعوتید...

ای عشق

هنوز تو را تشنه ترینم

ای وصل

جام حضورش را لبالب دار

و ای هجران

این بار از من بگذر...

ای عشق

همچنان بر من بتاب

ای وصل

دامان خویش از دستانم مکش

و ای هجران

مرا خسته تر از این مخواه...

ای عشق

سی سحر مرا بس نیست

ای وصل

تشنه آب به که تشنه یار

و ای هجران

کمی دورتر ... کمی دیرتر...

ای عشق

تو را به یاس ، ببار

ای وصل

تو را به سیب ، بمان

و ای هجران

تو را به لاله ، بگذر...

«علی»

 

نشد که اصبغ باشم

پشت درب خانه ات

کاسه شیر به دست

با خود گفتم: اینبار من اصبغم

اما وقتی حسن گفت: پدرم کسی را نمی پذیرد، بروید

من نیز در ازدحام یتیمان کاسه به دست

در تاریکی انتهای کوچه

از نگاه منتظر درب خانه ات پنهان شدم

دیدی؟

این بار هم نشد که اصبغ باشم...

«علی»


پ ن: اصبغ ابن نباته یکی از یاران امیرالمومنین است که در روزهای آخر عمر حضرت با وجود اینکه مولا از یک ساعتی دیگر کسی را به حضور نمی پذیرفت (به دلیل وخامت حال حضرت) موفق به زیارت مولا شد و حضرت وی را اذن حضور داد.

بوی کریم

وقتی که از کوچه گرد عاشقی بوی کریم می آید

نباید درنگ کرد

نشستن روا نیست...

در حسرت دیدار بودن

و ناگهان درخشیدن گوشوار  خضراء عرش

و نور عالم گیر لبخند مادری چون فاطمه...

عشق چه زیبا معنا می شود گاهگاهی

امروز که عشق دوباره معنا شد

خود را از همیشه عاشق تر خواستم ...

نباید درنگ کرد اگر عاشقیم

و نشستن روا نیست اگر سائلیم

برماست که برخیزیم،

وقتی که از کوچه گرد عاشقی بوی کریم می آید...

 

«علی»


پ.ن: ولادت امام مجتبی (علیه السلام) مبارک باد.